حجم قالب انتخابي شما بيش از حد استاندارد قالبهاي پارسي بلاگ مي باشد.
براي نمايش قالب مورد نظر به بخش ويرايش قالب مراجعه کنيد و نسبت به کم کردن حجم قالب مورد نظر اقدام کنيد
در صورت وجود مشکل به بخش پشتيباني فني سايت مراجعه کنيد.
و عشق صداي فاصله هاست

و عشق صداي فاصله هاست

Powerd by: Parsiblog ® team.
   1   2   3      >
+ معناي دوم عشق(جمعه 6 بهمن 1385 ساعت 3:23 صبح )
معناي دوم عشق

 

روزي يکي از خانه هاي دهکده آتش گرفته بود. زن جواني همراه شوهر و دو فرزندش در آتش گرفتار شده بودند. شيوانا و بقيه اهالي براي کمک و خاموش کردن آتش به سوي خانه شتافتند. وقتي به کلبه در حال سوختن رسيدند و جمعيت براي خاموش کردن آتش به جستجوي آب و خاک برخاستند شيوانا متوجه جواني شد که بي تفاوت مقابل کلبه نشسته است و با لبخند به شعله هاي آتش نگاه مي کند. شيوانا با تعجب به سمت جوان رفت و از او پرسيد:" چرا بيکار نشسته اي و به کمک ساکنين کلبه نرفته اي!؟"

 

جوان لبخندي زد و گفت:" من اولين خواستگار اين زني هستم که در آتش گير افتاده است. او و خانواده اش مرا به خاطر اينکه فقير بودم نپذيرفتند و عشق پاک و صادقم را قبول نکردند. در تمام اين سالها آرزو مي کردم که کائنات تقاص آتش دلم را از اين خانواده و از اين زن بگيرد. و اکنون آن زمان فرا رسيده است."

 

شيوانا پوزخندي زد و گفت:" عشق تو عشق پاک و صادق نبوده است. عشق پاک هميشه پاک مي ماند! حتي اگر معشوق چهره عاشق را به لجن بمالد و هزاران بي مهري در حق او روا سازد.

عشق واقعي يعني همين تلاشي که شاگردان مدرسه من براي خاموش کردن آتش منزل يک غريبه به خرج مي دهند. آنها ساکنين منزل را نمي شناسند اما با وجود اين در اثبات و پايمردي عشق نسبت به تو فرسنگها جلوترند. برخيز و يا به آنها کمک کن و يا دست از اين ادعاي عشق دروغين ات بردار و از اين منطقه دور شو!"

 

اشک بر چشمان جوان سرازير شد. از جا برخاست. لباس هاي خود را خيس کرد و شجاعانه خود را به داخل کلبه سوزان انداخت. بدنبال او بقيه شاگردان شيوانا نيز جرات يافتند و خود را خيس کردند و به داخل آتش پريدند و ساکنين کلبه را نجات دادند. در جريان نجات بخشي از بازوي دست راست جوان سوخت و آسيب ديد. اما هيچکس از بين نرفت.

 

روز بعد جوان به درب مدرسه شيوانا آمد و از شيوانا خواست تا او را به شاگردي بپذيرد و به او بصيرت و معرفت درس دهد. شيوانا نگاهي به دست آسيب ديده جوان انداخت و تبسمي کرد و خطاب به بقيه شاگردان گفت:" نام اين شاگرد جديد "معناي دوم عشق" است. حرمت او را حفظ کنيد که از اين به بعد برکت اين مدرسه اوست .

 


             به زنده رود ، سايت بزرگ ايرانيان خوش آمديد.


 

با وفا ترين همسر

 

از شيوانا عارف بزرگ پرسيدند وفادارترين مردي که ديدي که بود؟ او گفت:" جواني که هنوز ازدواج نکرده بود و هنوز نمي دانست همسرش کيست و چه شکل و قيافه اي خواهد داشت اما با اين وجود هرگاه با دختري جوان برخورد مي کرد شرم و حيا پيشه مي کرد و خود را کنار مي کشيد. او وفادار ترين مردي بود که در تمام عمرم ديده بودم!"


» حبيب تيموري(کوروش)
»» نظرات ديگران ( نظر)
-----------------------------------------------------
+ خودت را باور کن(سه‏شنبه 30 آبان 1385 ساعت 3:54 عصر )
 

خودت را باور کن، سعي در متقاعد کردن ديگران نداشته باش

 


 

 

 

 








خود را دوست بداريد

اوليور وندل هولمز روزي در جلسه اي شرکت کرد که در آن جمع از همه کوتاهتر بود.دوستي با کنايه گفت:"دکتر هولمز به نظرم شما در ميان ما افراد بلند قد احساس کوچک بودن مي کنيد." هولمز پاسخ داد : "همينطور است .من احساس مي کنم که يک دايم هستم در برابر پني ها!"
    
    دايم:سکه اي کوچکتر از پني که ده برابر آن ارزش دارد.

 


                    


    

شايد اين بزرگترين احترام خداوند به انسان باشد که هيچکس را يکسان و شبيه ديگري خلق نکرده است. تمامي انسانها منحصر به فرد هستند.

 

پس هر يک از ما در زندگي مسئوليت هاي منحصر به فردي هم خواهيم داشت. در حقيقت هر انسان قطعه پازلي منحصر به فرد است.  

 

قطعه اي که تنها براي رسيدن به جايگاه قطعي خود ميتواند تلاش کند و اگر اين قطعات با هم مقايسه کنيم در حقيقت نوعي مسموم شدن است.

 

پس يادمان باشد که هر يک از ما در اين دنياي خاکي يکتا هستيم و بي نظير و توانايي ها و استعدادهاي خاص خويش را دارا هستيم که در نوع خود بدون رقيب و ارزشمند .

 

                       

 


زندگي سرشار از عدم قطعيت هاست، پر از شگفتي ها - همين امر آن را زيبا ميسازد. ما هرگز به لحظه اي نميتوانيم رسيد که بگوييم "من مطمئن هستم" چرا که با اين جمله تمامي حوادث را ناديده گرفته ايم. درست مانند اينکه خودکشي کرده باشيم.

 

فردي که در زندان به سر ميبرد تمام لحظه هايش برايش يکنواخت و يکسان است براي همين زندان سخت و ملالت بار است و سخت، اما زندگي سرشار از هيجان و ندانسته هاست، ما انسانها هميشه در پي آزادي هستيم اما اين آزادي به معناي اطمينان و امنيت در زندگي نيست.

 

 هيچ چيز زندگي قطعي نيست، طبيعت زندگي به غير مطئمن بودن است و انسان هوشمند به خوبي ميداند و شهامت پذيرش آن را دارد. آمادگي براي ماندن در حالت عدم قطعيت، اعتماد است. و اين شگفتي بخشی از آزادی است .

» حبيب تيموري(کوروش)
»» نظرات ديگران ( نظر)
-----------------------------------------------------
+ عشق حقيقي هيچگاه يکنواخت و آرام پيش نمي رود(جمعه 10 شهريور 1385 ساعت 12:55 صبح )
عشق حقيقي هيچگاه يکنواخت و آرام پيش نمي رود

   

عقل نميتواند دل را درک کند ولي دل ميتواند زبان عقل را بفهمد چون دل از عقل عميقتر است.

انسان اهل دل ميتواند انسان اهل منطق را درک کند، ميتواند براي او احساس همدردي داشته باشد، اما عکس آن امکان پذير نيست.

انساني که در دره نشسته است نمي تواند شرايط انساني را که بر تپه نشسته است درک کند.

اما انساني که بر تپه نشسته ميتواند حال و روز انساني را که در دره زندگي ميکند دريابد.

به همين دليل است که مردم اهل دل خيلي دلسوزند چون مي فهمند. پس هميشه با چشم دل زندگي را دريابيم .

 

 

شيطان به حضور حضرت موسي امد و گفت :آيا مي خواهي به تو هزار و سه پند بياموزم .

موسي گفت:انچه تو ميداني من بيشتر ميدانم و نيازي به پند تو ندارم .

 

در همين حال جبرئيل وارد شد و عرض کرد :اي موسي خداوند مي فرماييد هزار پند او فريب است اما سه پند او را بشنو موسي هم به شيطان گفت : سه پند از هزار و سه پندت را بگو .

 

شيطان گفت:

 

يک: چنانچه در خاطرت انجام دادن کار نيکي را گذراندي  براي انجام آن شتاب کن وگرنه تو را پشيمان مي کنم.

 

دو:اگر با زنان بيگانه و نامحرم نشستي غافل  از من مباش که تو را به گمراهي وادار ميکنم .

 

سه:چون خشم و غضب بر تو مستولي شد جاي خود را عوض کن وگرنه فتنه به پا مي کنم .

 

» حبيب تيموري(کوروش)
»» نظرات ديگران ( نظر)
-----------------------------------------------------
   1   2   3      >

ليست کل يادداشت هاي وبلاگ
[6/11/1385- 3:23 ص] معناي دوم عشق
[30/8/1385- 3:54 ع] خودت را باور کن
[10/6/1385- 12:55 ص] عشق حقيقي هيچگاه يکنواخت و آرام پيش نمي رود
[31/5/1385- 12:41 ص] سلام و درود بر پيامبرا عظم
[15/5/1385- 2:36 ص] براي درست فکر کردن
[22/4/1385- 11:33 ص] راز شقايق
[24/1/1385- 10:48 ص] مائده هاي زميني
[13/1/1385- 12:41 ص] خدا کيه؟
[آرشيو شده ها]
بازديدهاي امروز: 4  بازديد
بازديدهاي ديروز: 10  بازديد
مجموع بازديدها: 4221  بازديد
[ صفحه اصلي ]
[ وضعيت من در ياهو ]

[ پست الکترونيک ]
[ پارسي بلاگ ]
[ درباره من ]
[  RSS  ]
[  Atom  ]

و عشق صداي فاصله هاست
حبيب تيموري(کوروش)[10]
شجاع / کنجکاو/ شيطون/ پر جذبه
» آرشيو يادداشت ها«
» لوگوي دوستان من«


نام:

ايميل: